راه شهادت

دستنوشته ای برای رسیدن به رضایت حق . اِعمَلوا ما شِئتُم اِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ

راه شهادت

دستنوشته ای برای رسیدن به رضایت حق . اِعمَلوا ما شِئتُم اِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ

راه شهادت

❤️فَسُبحٰنَ الَّذی بِیَدِه مَلَکوتُ کُلِّ شَیءٍ وَ اِلَیهِ تُرجَعونَ❤️
آیه ٨٣ سوره مبارکه یس

جان عالم بر لب امد ای خدا مهدی نیامد...
یاعلی مدد
التماس دعا

طبقه بندی موضوعی

خداحافظ اب...

چهارشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۳۰ ب.ظ

بسم رب الحسین


السلام علی الحسین 

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین



بخوان روضه خوان بار دیگر 

بخوان ! شرح ان ماجرا کن

ولی بگذر از خط اخر 

که سر بسته ماند حکایت


عباس(ع) فرزند عاشورا بود و مادرش او را به عشق خادمی حسین(ع) زاده بود ...

پدر بزرگوارش او را اماده نبرد کرده و تمامی فنون رزمی را یادش داده بود ...

عباس(ع) همه ی عمر منتظر عاشورا 

و ان دفاع شیرین بود...

.........................................

به سمت مقتل میروم 

سوال من این است : چه چیزی موجب این این همه کینه است؟؟؟!!!!!

 دشمن بودند :

قبول

از پدرش کینه داشتند :

قبول

مادرش را نمیپذیرفتند :

ان هم قبــــــــول

برادرش....


همه را میخواستند سر            حسین(ع) خالی کنند...

اما اگر فقط مشکلشان بیعت بود و نبود حسین(ع) مشکلشان را حل میکرد،     

چرا اینطــــــــــــــــــــــــور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


به انگشترش چه کار داشتند 

به ناموسش؟؟

به لباس کهنه و صد زخم خورده؟؟

به خلخال دختر...

به 6 ماه کودک؟؟؟


به جایی میرسم

فقط میتوانم داد بزنم

اشمر جالس....


عکس ضریح ارامم میکند

اما چرا شش گوشه است؟؟؟

  

آمد سوی میدان علی اکبــــــــــــــــــــــــــــــر

.....................................

 راستی چه شد که به اینجا رسیدند

در میان صد ها دلیل یکی توجهم را جمع کرد


حســــــــــــــــــــــــــــد


چیزی که یاران پیامبر را به سقیفه برد

دستان خورشید را بست 

و ستاره را در شکم مادر کشت...

و تنها70 روز بعد یگانه دختش را سوی پدر برد...


تابوت را خونین کرد...


و کسی را بی تابوت گذاشت...


...................................

و اما عباس (ع) 

حسادت را نمیشناخت

در کربلایی که میتوانست نفر اول باشد و جای برادر 

در سکــــــــــــــــوت

و

در سایه ی حسین(ع)

ارام و بی صدا 

شمشیر میزد...


و یک لحظه هم از اطاعت سر باز نزد

حتی زمانی که مولا 

اجازه نبرد نداد 

یک عمر ارزوی این نبرد را داشت

منتظر این میعاد گاه بود 

اما حسیــــــــــــــن(ع) به او اجازه نداد...


ابوالفضل     فرزند حیــــــــــــدر(ع)             قمر بنی هاشم              علم    دار ....

در راه اب اوردن 

بی نبرد 

شهید شد...





امدم بنویسم ادامه مطلب برای عشقان مخصوص 

یادم امد در مرام حسین همه پذیرفته اند چه مسلم باشی چه حر مهم این است که برگردی...

...........................

و حالا با تو سخن میگویم:


دلتنگم 

ای حضرت اب 

ای خادم حسین(ع) 

 

برات خادمی ام را شما امضا کردی

این را وقتی فهمیدم که گفتند 

امسال هم خادم اب هستم


تمام این لحظات به یادتان بودم 

وقتی سینی اب تمام میشد 

و باید به مردم میگفتم تمام شده 

می مُردَم

با اینکه میدانستم همه کمک میکنند که سینی های اب کمتر از دقایقی پر شود و شرمندهشان نمیمانم...

 با اینکه خبری از دست بریدن نبود............


اما همان هم می مُـــــــــــردَم


و حالا ای پسر حیدر

من دل شکسته به یاد روز های پیش اشک میریزم

به یاد نامی که غلامتان این روز ها یدک میکشید

ســــــــــــــــقا
....

من ماندم و یک سال پیش رو 

من ماندم و یک سال دوری و انتظار 

محرمی که از وصالش مطمئن نیستم 

محـــــــــــــــــــــــــــــرم 

زود تر از انکه فکرش را بکنم تمام شدی...


یا مولا!!

به حق سکینه تشنه لبتان

به حق شرمندگی تان

شرمند ام نکنید...

السلام علیک با ابوالفضل العباس(ع)


بی اب نیستیم خداحافظت عمو....






  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • ۹۳/۰۸/۱۴
  • ۳۱۴ نمایش
  • سحر احمدی

نظرات (۵)

هو

عباسِ علی(ع)...
نه
عباسِ فاطمه(ع)...


آجرک الله یا صاحب العصر والزمان

سلام علیکم
خداقوت
عزاداریهایتان قبول
سالم باشید و حاجت روا

kafshdareharam.blog.ir
gilemard.blog.ir
اشمر جالسـن...
نفس مادرش گرفت، سر را برید و روبروی خواهرش گرفت...


سربلند باشید / یا حق
پاسخ:
سلام...
یاعلی مدد
سلام...
خدا می داند امسال چقدر دلم آنجا بود پیش شما...
سقا حافظت...
پاسخ:
سلام عزیزجان...
خدا از همه مان قبول کند
دستانش نگهدارت...
سلام و رحمت
دختر جان، روضه ی مکشوف نگو ...
پاسخ:
سلام علیکم
دلمان براتون تنگ شده شدید
دل خون است...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">